از دادگاه عباس لواسانی :
اگر صحبت کردن به زبا ن مادری و دفاع از هویتم تجزیه طلبی
است پس من تجزیه طلبم
اعتراض و اعتصاب دانشگاه آزاد اردبیل ، تبریز، زنجان و اورمیه وو و بطور کلی
د ر تمام نقاط ایران را حتما شنیده اید . محکوم شد ن این روزنامه دولتی یا نویسنده آن
در کار این وبلاگ نیست چرا و چگونه و ریشه این پدیده برایم بیش از این مسایل
اهمیت داشته و تعیین کننده است . بخاطر بیاورید وقتی نام خلیج فارس را به خلیج
عربی گفتند چگونه از شرق آذربایجان تا غربش و از شمال تا جنوبش، بدون در
نظر گرفتن دید شوونیسم فارس این خلق بویژه روشنفکران ودانشجویان وو در
محکوم کردن آن کوتاهی نکرد نند. آیا شما می توانید دو عدد فقط دو عدد نویسنده
فارس راجهت نمونه برایم نشان دهید که در اشعارش، در نوشته اش ، در اعمالش که
در طول و عرض تاریخ از این ملت ترک آذری دفاع کرده باشد؟
از رضا شاه ومحمد رضا،ازآقای هاشمی رفسنجانی تا مهاجرانی وزیرارشاد خاتمی ،
ازشارخ مسکوب ونادرنادرپور،اخوان ثالث تا محمود دولت آبادی ازمحمدعلی سپانلو
تا فرج سرکوهی وعلی میرفطروس عنایت الله رضا تا جواد شیخ الاسلامی ، نصرالله
پور جوادی ، از پرویز ورجاوند تا برادران لاریجانی و خانم زیبا مقدم نادری و
جناب آقای فردوسی ووودر فرهنگ ترک آذری جای ندارند .پس برخورد خصمانه
و ترک ستیزبا فرهنگ ترک آذری پدیده دیروز و امروز نیست . ژان پل سارتر
این نویسنده و فیلسوف در حالی که جوانان فرانسه بدستور امپریالیسم سرمایه در
الجزایر با آزادیخواهان آن منطقه می جنگیدند به مبارزین الجزیره کمک میکرد
و به همین خاطر بزندان هم رفت . آیا شما هم در ایران چنین شخصی را سراغ
دارید ؟! بعداز شکست 21 آذر در آذربایجان مجلسی در آن طرف مرز برای دلیل
این شکست به رهبری باقروف « دیکتاتور وجانی..» تشکیل شده بودگفتار ایشان
بدین جا که رسید که : علت شکست کم اهمیت دادن حکومت دموکرات ها به مناطق
دیگر ایران بوده است . که پیشه وری صحبت ایشان را قطع کرده میگوید : بر عکس
بیش ازحد، اهمیت دادن به مناطق دیگر ایران بوده است . البته فردایش بشکل مافیائی
پیشه وری را گشتند . من همیشه فکر میکردم کدامیک درست می گفتند؟ولی حالا
معتقدم حق با پیشه وری بود.تعجب اینجاست با این همه ترک ستیزی هنوزآدرس
وبلاگ آقایان نامبرده دروبلاگ دوستان ونوشته هایشان درگفتاردوستان مشاهده میکنیم !
شما اجازه ندادید حتی اسم استان اردبیل را خودمان تعیین کنیم ، شما لیل آوای تبریزرا
یک زمانی شهناز نامیدید یک زمانی ... کوه با عظمت ساوالانم را درکتاب های درسی
تان سبلان گفتید ، زنگانم را زنجان نامیدید، در مناقشه آذربایجان و ارمنستان طرف
دولت ارتجائی ارمنی را گرفتید دریغ از پذیرش یک پناهنده قره باغ ، آنها را برود
ارس سپردید ووو راستی شما کی هستید؟! که می خواهید زبا ن مادری و فرهنگ و
تاریخ وموسیقی آنرا از من بگیرید !! چه خوب گفت دکتر براهنی :
« مرزهای استعماری یعنی مرزهائی که استعمارگران حدود آنان را تعیین کرده اند.»
دیگر برای من و امثال من سندیدت ندارد. این شعارما و خواستمان است پنبه ها را از
گوشایتان تا دیرنشده بدرآرید:
آنا دیلیم اولن د ئییل با شقا دیله دونن دئییل
*

