آنکس که حقیقتی را نداند نادان است، اما کسی که بداند و دانائی خود
پنهان کند جنایتکار است .« برتولت برشت »
اولین حکومتی که شما بدان افتخار میکنید !هخامنشیا ن هستند
رومن گیرشمن در یک جمله این خاندان را معرفی میکند :« آن چه پادشاه مقتدر
هخامنشی از ملل تابعه خواستار بود .1/ زیستن برای او.2/ کار کردن برای او.
3/ انجام دادن فرمان های او . 4/ و مردن برای او بود .
از شاهان برجسته ! این سلسله :
کوروش بود . چون بخون ریزی عشق می ورزید بعداز کشته شدن، سرش
را در طشتی پر از خون انداختند تا آنقدر خون بخورد تا سیر شود . ویل دورانت
می نویسد کوروش به کشتار های بی رحمانه ای دست می زد . فرزندش کمبوجیه
اثبات عاقل بودنش را برای « پارس ها » فرزندش را هدف تیری قرار داد و گفت
اگر به قلب او خورد معلوم می شود که پارس ها اشتباه می کنند .آنگاه کودک بی
گناه را نشانه گرفت ، کودک به زمین افتاد به فرمان او جسد شکافته شد و چون
تیر به میان قلب کودک خورده بود ! با لبخندی برلبا نش گفت : پس من دیوانه نیستم.
آنچه هخامنشیان گرد آورده بودند اسکند ر به تاراج برد و صرف آبادانی یونان کرد.
ساسانیان: انوشیروان عادل و دادگر!! نظام الملک می نوسید : به دروغ خود را مزدکی خواند ، مزدکیان را بباغ سلطنتی دعوت کرد و سپس فرمان قتل و عام داد به گفته
پرسی سایکس : به فرمان انوشیروان در یک شب مزدک و حدود یک صد هزار نفراز پیروانش رابه گونه یی بی رحمانه کشتند. حتی کودکان مزدکیان را درگهواره خفه کردند .
سر. جان . ملکم : سیاست انوشیروان را چنین تفسیر می کند که « حکومتش بر
مبانی اجساد مردم بود نه بر قلوب آن ها .»
وپس ازآن بود که خسرو نفسی راحت کشید و به فکرافسانه زنجیر عدل و آوازجرص افتاد.
آنچه ساسانیان انباشتند به دست اعراب سپردند !
پهلوی، پدروپسر: اولی درزندان هایش به امر او زندانیان را با آمپول هوا می کشتند.
و دومی در روز روشن زندانیان را از زندان اوین به تپه های اوین برده تیر باران
می کردند . از تاریخ جنایات شان چندان نگذشته است . یکی از بزرگ ترین
خصیصه ی سلطنت هر دو مخالفت با ملیت ها بخصوص آذربایجان بود . بقول
جلال آل احمد آذربایجان را مستعمره ی تهران کردند .کتاب های تورکی را آتش
زدند .تدریس بزبان مادری ممنوع شد ، آزدیخواهان را به چوخه ی اعدام سپردند
این دو با وجود اینکه به نژاد خود افتتخار میکردند و نژاد های دیگران پست می
شمردند ، اولی در آغوش سیاه پوستان مرد و دومی در آغوش اعراب جان سپرد.
سلسله پهلوی نیز هر چه را گرد آورده بود به بانک های سوئیس و آمریکا انتقال
داد و سر انجام هم معلوم نشد که چه شد .!!
عصر ما : و این داستان هنوز که هنوزه است ادامه دارد .
آنچه گفتم جملگی احوال تواست خود نگفتم صد یکی ز آنها درست !
* *
+ نوشته شده توسط شاجین در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 و ساعت
2:0 قبل از ظهر |