ملت تورک آذربایجان برای هشتمین قورلتای ملی قلعه بای بک آماده می شود .
پدر بر پدر هریکی تورک بود / به فرزانگی هریکی گرگ بود
گرامی باد، یاد و خاطره بای بک فرزند خلف همیشه زنده ساوالان !
صدها سال از مرگ افتخار آمیز این انسان آزاده میگذرد.در دامنه ساوالان
بدنیا آمد و در راه آزادی خلقش با همسرفداکارش زرنیسه ، فرزندش بوغدا
و برادرش و یارانش جان خود را فدا کردند. راهشان پردوام باد
خلیفه : عفت میکنم ، اما بشرطی که توبه کنی !
بای بک : توبه را گنهکاران کنند ،توبه از گناه کنند.
خلیفه : تو اکنون در چنگ ما هستی !
بای بک :آری ، تنها جسم من دردست شماست نه روحم ،
دژ آرمان من تسخیر ناپذیر است !
خلیفه : جلاد! مثله اش کن ! ملعون ،اکنون چراغ زندگیت را خاموش میکنم.
بای بک : روی به جلاد ، چشمانم را نبند بگذار با چشم باز بمیرم
خلیفه : یکباره سرش را ازتن جدا مکن، بگذار بیشتر زنده بماند !! اول
دستانش را قطع کن !! جلاد بایک ضربت دست راست فرزند ساوالان
را به زمین انداخت . خون فواره زد .بای بک بادست چپ تمام صورتش
رابا خون گرمش گلگون کرد . شمشیر دژخیم بالا رفت و پایین آمد و دست
چپ دلاور ساوالان را نیز از تن جدا کرد.
خلیفه : زهرخندی زد، کافر!! این چه بازی بود که درآستانه مرگ درآوردی؟
چرا صورت خود به خون آغشته کردی ؟
چه بزرگ بود مرد، چه حقیر بود مرگ، چه حقیرتر بود
دشمن ! پیش دشمن حقیر ، مرد بزرگ، بزرگتر باید.
گفت : در مقابل دشمن نامرد،مردانه باید مرد. اندیشیدم که ازبریدن شدن
دستانم، خون ازتنم خواهدرفت، خون که رفت،رنگ چهره زرد شود.
مبادا دشمن چنان گمان کند از ترس مرگ است خلق من نمی پسند
بای بک در برابر گله ء روباهان ترسی به دل راه دهد ..
خلیفه از بیخ گلو نعره کشید ، ببر صدایش را !!!!!!! و شمشیرپایین..
انسان برای پیروزی خلق شده است
دهم تیرماه روز تولد فرزند ساوالان مبارک باد

