اگر حکومتی قوه قضاییه دارد چرا فردی از قوه مجریه آنهم در زمان تبلیغات انتخاباتی از کسانی به عنوان مفسدان اقتصادی اسم می برد ؟ چرا درزمان تبلیغات انتخاباتی فرصتی برای دفاع به متهمین داده نمی شود وبعد از انتخابات نیز مقام اول کشور بدون توجه به تاثیرات دوپینگی این نوع تبلیغات مهر تایید بر سیاستهای دولت فعلی و نوع تبلیغات تقلبی می زند و برای خروج از این بحران صنعی صرفا به دلجویی از چند فردمورد اتهام می پردازد. حقی که در این بین ضایع شده است حق انتخاب آزادانه ملت است که با دلجویی دیر هنگام و مصلحتی رهبری از یکی دو نفرکه قبل از انتخابات برای حصول نتیجه! حتی پاسخ کوتاهی نیز به نامه برخی از آنها نمی داد بر دیدگاه ملتی که خودش آنها را ملت با هوش خطاب می کندتاثیر مثبتی نخواهد گذاشت هر چند که برخی از آنها به دایره اختیار رهبری - نه اختیار خدادادی خودشان - باز گردند.هر اندازه میر حسین موسوی و همفکران سرشناس وی بر حق تجدید انتخابات تاکید جدی نمایند و هرچه موانع واقعی آزادی و به قول خودشان جمهوریت نظام را نشانه گرفته و مردانه در قبال آن ایستادگی کنند نه تنها معترضین فعلی را ثابت قدم در اعتراضات خود خواهند یافت بلکه بسیاری از مردم بهت زده را نیز وارد این اعتراضات مزمن خواهند کرد چرا که خیلی ازمردم منتظرند ببینند میر حسین و جبهه اصلاحات در قبال حمایتهای آشکاررهبری و نهادهای تحت نظارت وی از احمدی نزاد چه تصریحاتی خواهند داشت؟ چرا که مردم مشکلات کشوررا ازجایی غیرازقوای سه گانه می بینند.انصافا میر حسین تا کنون به وظیفه خود عمل کرده و زیر بار تهدید وارعاب نرفته که این مسئله برای راقم غیر منتظره بود . البته میر حسین خوب می داند تهدید وی به سرنوشت اولین رئیس جمهور ایران بسیارگستاخانه؛ بلکه رسوا کننده خود حضرات است که هر کسی را در راه استبدا حزبی خود می بیننید تهدید به سرنوشتهای کذایی می کنند. و به هیچ وجه میر حسین به چنین سرنوشتی دچار نمی شود چرا که این قضیه با قضایای اوایل انقلاب تفاوت زیادی دارد و چنین کارهایی برای چند بارو در مورد چند نفر قابل تکرار نیست . بانی این کارها هاشمی بود که نتیجه کارهایش را می بیند و به سزای عملش می رسد.ما از حوادث ایام اخیر نه ذوق زده ایم و نه نه نسبت به سرکوب کم سابقه آزادی های ابتدائی انسانها بی تفاوت. اما اگر تهرانیها و تهرانبایجانی های عزیزحساسیت پایتخت را در شهرستانهای پیرامون نمی بینند دلیل این پیشامدها را در سکوت خود به هنگام کشتار و سرکوب مردم احوازنقده تبریز و شهرهای کردنشین جستجو کنند. اگر مثل یک هموطن درآن ایام با ملت تحت ستم پیرامون دست کم همدردی می کردید و انها را درراه مبارزه برای آزادی و احقاق حقوق ملی یاری می کردید و با سکوت خود حکومت را یاری نمی کردید بی تردید امروز همسوئی بیشتری از ملت ترک و عرب و کرد و بلوچ مشاهده می کردید. وقتی هزاران آذربایجانی به جرم اعتراض به اهانت روزنامه ایران بازداشت می شدند شما دوستان آزادیخواه ما سکوت اختیار کردید.روزنامه های شما همانند روزنامه های محافظه کار از کنار اخبارمبارزاتی آذربایجان و احواز و بلوچستان و کردستان می گذشتید و هفته نامه های ما نیز بدون محاکمه توسط وزارت اطلاعات برای همیشه پلمپ می شد دریغ ازدرج یک خبرکوتاه ازنشریات وسایتهای خبری شما. از خانم عبادی هم می خواهیم عکس العمل خود را در مورد کشتارملت عرب و ترک و .. در سالهای اخیر بازگو کنند تا بدانیم جاده همدردی و همفکری دو طرفه هست یا یک طرفه.؟
با این حال معتقدیم هنوز دیر نشده است و برای نیل به آزادی واقعی که مطالبات همه ساکنان ایران را تضمین کند می توانیم افراط و تفریط هارا کنار گذاشته و دست در دست هم داده و با اعلام انزجار از سیاستهای شوونیستی یک قرن اخیر درپی آزادیهای مشروع و خدادادی همه ساکنان ایران باشیم. ان شاء الله
جمعه 5 تیرماه 1388

